ردیابی با استفاده از اشعه ایکس(نجوم02)

با برگشت سيگنالهاي اشعه ايكس از يك انفجار سياه چاله عجيب،گواه بر اين است كه جرم آن حدود 10،000 برابر خورشيد است و جزو دسته اي از سياه چاله اي جديد ميباشد.


اگر میخواهید که حرم آقا اباعبدالله (ع) را به طور مستقیم ببینید اینجا کلیک کنید. اگر اینترنت پر سرعت ندارید کمی باید صبر کنید، ولی ارزشش رو داره.
می توان بی رنگ بود ،
همچو آب چشمه پاک و زلال
می توان با یک گلیم کهنه،
روز را شب کرد ،شب را روز کرد
می توان صد بار خدا را ،مهربانی را ،عشق را
با لبی خندان تر از یک شاخه گل تفسیر کرد
می توان این جمله را در دفتر سبز فرداها نوشت:
خوبی از هر چیز دیگر بهتر است...

(ناپلئون هيل)

بنا بر نظریه ای که اولین بار توسط گالیله مطرح شد، سقوز آزاد اجسام ربطی به وزن اونها نداره ( با فرض ناچیر بودن جرم اجسام نسبت به جرم کره زمین) و فقط تابع نیروی Gravity کره زمین می باشد. تنها چیزی که باعث میشه که در سقوط آزاد اجسام سرعتهای متفاوتی داشته باشند، نیرویی است که از طرف هوا بر هر جسمی وارد میشه. خوب حالا اگر ما یک "پر" و یک "چکش" فلزی رو روی سطح کره ماه در یک زمان رها کنیم، کدام زودتر به سطح ماه میرسه؟ برای دیدن این آزمایش که شاید جنبه تاریخی هم داشته باشه، اینجا کلیک کنید.

کاش وقتی زندگی فرصت دهد
گاهی از پروانه ها یادی کنیم
کاش بخشی از زمان خویش را
وقف قسمت کردن شادی کنیم
کاش وقتی آسمان بارانی ست
از زلال چشم هایش ترشویم
وقت پاییز از هجوم دست باد
کاش مثل پونه ها پرپر شویم
کاش دلتنگ شقایق ها شویم
به نگاه سرخ شان عادت کنیم
کاش شب وقتی که تنها می شویم
با خدای یاس ها خلوت کنیم
کاش گاهی در مسیر زندگی
باری از دوش نگاهی کم کنیم
فاصله های میان خویش را
با خطوط دوستی مبهم کنیم
کاش با حرفی که چندان سبز نیست
قلب های نقره ای را نشکنیم
کاش هر شب با دو جرعه نور ماه
چشم های خفته را رنگی زنیم
کاش بین ساکنان شهر عشق
رد پای خویش را پیدا کنیم
کاش در نقاشی دیدارمان
شوق ها را ارغوانی تر کنیم
کاش وقتی شاپرک ها تشنه اند
ما به جای ابرها گریان شویم
کاش وقتی آرزویی می کنیم
از دل شفاف مان هم رد شود
مرغ آمین هم از آنجا بگذرد
حرف های قلب مان را بشنود .....

خدائی هست؟!

قلب غمگين
چشم پر آب
ذهن مشغول
دست تنها روي پاها
كششي در كار نيست
يه نفر ياري كنه
خبري نيست خدا؟
وعدهايت آنهمه نور اميد
همه جا تاريك است
ماه از ما بيزار
خورشيد اما
خنده دارست
مگر خورشيد هست؟
دل ميگه خدا خدا
خيلي آشناس اين كلام
انگاري يه جا شنيدم
پس كجا س كيه چرا نميبينم
منكه باور ندارم خدا باشه.
ابر دلتنگي سياهه
آسمان چشمهايم تاريك
بر كلام نوراني
دستانم ميلغزذ
بر كلام آلله
ميفشارم قلبم را
رازها رسوا شدن
قطره هاي اشك بيتاب
آيه ها خيس شدن
با خدا حرف زدم
بي تكلم آرام
نور ميشد اشكها
قلبم اما تنها
چشمهايم بسته بودن
در خبال اما شناور
قلب پر زخم و شكسته
نا اميد از آدما
خسته از بودن شدم
وهم تنها و غريبم
اما چون يك حقيقت
با هزاران بالي از غم
رفتم اما جائي از نور
دل تاريكم نمايان شد
گم شده پيدا شد
يه كسي دستم گرفت
يه كسي قلب منو
يه كسي ذهن منو
يه كسي چشم منو
...
ديگه پاهام سبكن
بار سنگين ندارم
حالا دستگيرم شد
معني نور و اميد
ديگه تاريكي نيست
حالا باور كردم
واقعا خدائي هست
از مهرنوش بلاگفا



دو فرشته ي مسافر براي گذراندن شب در خانه ي يك خانواده ي ثروتمند فرود آمدند . اين خانواده رفتار نامناسبي داشتند و دو فرشته را به مهمان خانه ي مجللشان راه ندادند بلكه زيرزمين سرد خانه را در اختيار آنها گذاشتند.